زندگــیِ بهتـــر

زندگــیِ بهتـــر

میتوان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!

لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید…
عشق باشیم و سراسر خورشید…

باآرزوی موفقیت

محبوب ترین مطالب
نویسندگان

۵۹ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۳
آذر

از شاخص‌های‌ کلی‌ تفکر غربی‌ در تعلیم‌ و تربیت‌ می‌توان‌ به‌ نمونه‌های‌ زیر اشاره ‌کرد:

دکارت‌ که‌ سمبل‌ انتقال‌ از دوره‌ رنسانس‌ به‌ عصر نوین‌ علم‌ به شمار می‌رود، فکر نظم‌ ماشینی ‌و ساعت‌گونه‌ را درباره‌ بدن‌ انسان‌ به‌ کار بست‌ و بدین‌ ترتیب‌ می‌توان‌ پایه‌ گذاری‌ روانشناسی‌نوین‌ را تا اندازه‌ای‌ به‌ او منتسب‌ نمود.

دکارت‌ کارکرد فیزیولوژیک‌ بدن‌ براساس‌ اصول‌ فیزیک‌ را مورد توجه‌ قرار داد. او معتقد بودکه‌ بدن‌ انسان‌ دقیقاً مانند یک‌ ماشین‌ عمل‌ می‌کند.

نگاه‌ فیزیکی‌ دکارت‌ به‌ انسان‌ با «تجربه‌گرایی»‌ در هم‌ آمیخت‌ و بنیان‌های‌ روانشناسی‌جدید یعنی‌ مبانی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ غرب‌ را پدید آورد.

در خلال‌ این‌ دوره‌، تفکر فلسفی‌ اروپایی‌ با یک‌ روح‌ جدید یعنی‌ پوزیتیویسم‌ در هم‌ آمیخت ‌و ابعاد جدیدی‌ به‌ مبانی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ غربی‌ اضافه‌ نمود.

در این‌ دوره‌ که‌ روانشناسان‌ فکر می‌کردند، هشیاری‌ را نیز می‌توان‌ با استفاده‌ از فیزیک‌ و شیمی تعیین‌ نمود، پوزیتیویسم‌ و ماتریالیسم‌ و تجربه‌گرایی‌ را به عنوان‌ مبانی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ غرب تشکیل‌ می‌دادند.

لذا در این‌ دوره‌ تمامی‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ فرایندهای‌ روانی‌ به‌ تدریج‌ در چارچوب‌ شواهد واقعی‌ و مشاهده ‌پذیر و کمّی‌ تحقیق‌ و بررسی‌ می‌شد...


۲۳
آذر

الان در هر شرایطی که هستی، - خوبه بدترین شرایط ممکن
باید بتونی، خودتو جمع کنی؛ و جمع کردن، یعنی اینکه بتونی
خودتو به آرامش دعوت کنی.
درونتو به آرامش دعوت کنی.
ذهن شلوغ و پر گفتگوتو به آرامش دعوت کنی.
ضربان قلبِ پُر تَپِشِتو به آرامش دعوت کتی.

آره! دعوت به آرامش، اولین گامه.
جمله ها رو بارها و بارها، با آرامش به خودت بگو:

من باید آرام باشم.
من آرامشمو حفظ می کنم.
قلب نا آرامم! آرام تر بزن.
فکر شلوغو متلاطمم! آرام باش.
وجودم، روح ِ ناآرامم، جسم ِ ملتهبم! خواهش میکنم آرام باش؛ آرام ِ آرام.
فشار خون بالام! با فشار و آرامش کمتری حرکت کن.

تکرار کن این جملات رو..

۲۳
آذر

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده. فرض کنید که در خانه هستید و چهار اتفاق زیر هم زمان با هم پیش میاد.
 ۱- تلفن زنگ میزنه
2 - بچه تان گریه میکن
3 - یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه
4- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی 1 تا۴ رو با چه اولویتی انجام میدید؟ اولویت های خودتونو تعیین کنید.


پاسخ:

هر یک از4مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.
1 -  زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.
2 -  گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.
3 - زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.
4 - لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

۱۶
آذر

برای اینکه خوشبخت باشم باید در هر کاری که به عهده می گیرم موفق شوم.

برای اینکه خوشبخت باشم باید در همه حال مورد قبول همه افراد قرار گیرم.

من بدون تو نمی توانم زندگی کنم.

اگر یک اشتباه کنم یعنی من ناکارآمد هستم.

اگر کسی با من مخالفت کند یعنی مرا دوست ندارد.

ارزش اجتماعی من بستگی به این دارد که دیگران درباره ام چه فکر می کنند.

پس آگاه باشید چنانچه شما نیز از این باورهای غلط و باورهایی شبیه اینها تبعیت می کنید ممکن است مستعد ابتلا به افسرگی باشید.

۱۶
آذر

 نوجوانان تمایل دارند خجالتی باشند و با تصویری که از خوددارند سرگرم شوند.آنها معمولا از جانب دیگران نگرانی شدیدی دارند، بدین صورت که خیال میکنند دیگران آنها را تعریف میکنند یا درباره ی آنها نظر میدهند. نوجوان به اندازه ای از واکنش های دیگران درباره ی خود، نگرانی پیدا میکند که حاضر میشود برای جلب توجه کار های مختلفی انجام دهد مثل: اعمال خارق العاده، تجربه های ماجراجویانه، مبارزه طلبی و..

نوجوان، معمولا تمایل دارد که خود را یک شخص غیرعادی با سرشتی استثنایی درنظر بگیرد.این تخیل رمانتیک را  که یکی ازجلوه های خودمداری است، خیال پردازی شخصی مینامند. نوجوانان خودرا در مقابل یک شنونده خیالی که مورد توجه او هستند، میبینند.آنها در آغاز نوجوانی گمان میکنند که دنیا با آنها شروع شده و فقط برای آنهاست، اما در حدود 15و16سالگی این خودمداری افراطی به تدریج افت میکند( دبلیو، زندن، 1383، ص219-220).

۱۳
آذر

وقت بیشتری را به خواندن کتاب‌ها و مقالاتی درباره‌ی تغییرات مثبت در زندگی اختصاص بدهید.

اگر بدانیم چه عادت‌های روزانه‌ای خلق‌و‌خوی ما را بهتر می‌کند و بعد آنها را در زندگی به کار ببندیم، طبیعی است که فرد خوشحال‌تری می‌شویم یا اگر بدانیم که مصرف کدام غذاها با سوخت‌و‌ساز بدن ما سازگارتر است، فعالیت‌های بدنی‌مان بهبود می‌یابند و این داستان در همه زمینه‌ها ادامه دارد.

پیشنهاد کاربردی:
 موضوعاتی را که برای‌تان جالب‌تر و دانش شما در آنها کمتر است، هدفمند و با برنامه انتخاب کنید، مثلا اگر در مدیریت زمان مشکل دارید، کتاب‌ها و مقالاتی در این زمینه بیابید و مطالعه کنید.

"دانش تنها یک نیروی بالقوه است و وقتی به قدرت واقعی تبدیل می‌شود که طبق برنامه‌های اجرایی دقیق به یک هدف قطعی و مشخص برسد. "


اگر ارزش بالقوه‌ی دانشِ کسب شده در طول یک هفته، ۱ درصد باشد، این عدد در طول یک سال به ۵۲ درصد خواهد رسید.

۱۳
آذر

بهترین و بدترین قلبها

 حضرت محمد صلى‏ لله‏ علیه ‏و ‏آله فرمودند:

خیْرُ القُلوبِ اَوعاها لِلخَیْرِ وَ شَرُّ القُلوبِ اَوعاها لِلشَّرِّ، فَاَعلَى القَلبِ الَّذى یَعِى الخَیْرَ مَمْلُوٌّ مِنَ الْخَیْرِ اِن نَطَقَ نَطَقَ مَأجورا و اِنْ اَنْصَتَ اَنْصَتَ مَأجورا

بهترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى خوبى دارد
و بدترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى بدى دارد،
پس عالى ‏ترین قلب، قلبى است که خوبى را در خود دارد و لبریز از خوبى است.
اگر سخن بگوید، سخنش در خور پاداش است و اگر سکوت کند، سکوتش درخور پاداش است.

 جعفریات، ص168


۱۳
آذر

این واژه ها را به کرات شنیده اید:

موها شو ببین چی پوشیده
ببین موقع حرف زدن چه جوری دستهاشو تکون میده
چقدر بی کلاسه هنوز اسم این مارک رو نشنیده
چقدر چاقه
چقدر لاغره
درازه
کوتاهه
بلد نیست
بی جنبه ست، بی عرضه ست و….
 

تمسخر چیست؟

تمسخر حالتی منفی در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فرد موضوعی را که از نظر روانی برای او تنش ایجاد می کند در قالب کلماتی به شخص دیگر ابراز می نماید تا از حالت تنش خود بکاهد.
در حقیقت تمسخر محرک آزار دهند برای فرد دارد.

چه کسانی تمسخر می کنند؟

افرادی که دچار عقده حقارت شدید می شوند برای مبارزه علیه حقارت خود و همسان کردن خویش با فرد دیگر به تمسخر روی می آورند در حقیقت برای پنهان کردن عیب خود آن را به شخص دیگر فرافکنی می کنند یعنی عیب خود را به فرد دیگر نسبت می دهند.
بعنوان مثال شخصی که خودش نمی تواند خوب رانندگی کند دائما از رانندگی دیگران ایراد می گیرد. این افراد کنترلی بر احساس خود ندارند و دچار ضعف روانی هستند.

رابطه سن و تمسخر

تمسخر یکی از خصایص دوران نوجوانی است.
نوجوانان و جوانان بیشتر دست به تمسخر می زنند زیرا به اندازه کافی تجربه ندارند که بدانند دیگران ممکن است توانایی های داشته باشند که آن ها آگاه نیستند البته با فشار روانی حاکم بر دنیای کنونی روز به روز به تعداد افرادی که تمسخر می کنند افزوده می شود تا افراد به این طریق بتوانند خود را در زیر چتر دروغین تمسخر پنهان کنند در حقیقت تمسخر یکی از راه های دفاعی برای فرد است که نداشته های خود را به دیگران فرا فکند.
 

اثرات تمسخر

تمسخر کردن نوعی پرخاشگری است که به رابطه لطمه می زند و فرد را منفور کرده و منزوی می گرداند و منزوی شدن باعث می شود فرد احساس کمبود بیشتری کرده و به علت تنفر از رابطه اجتماعی کمرنگ شده سعی می کند افراد بیشتری را تمسخر نماید و یک دور باطل از تمسخر و رانده شدن از اجتماع پیش می آید.


چه کسانی بیشتر مورد تمسخر قرار می گیرند؟

دو دسته افراد مورد تمسخر هستند:

دسته اول
به علت اینکه ساده هستند و از خود دفاع نمی کنند به دیگری اجازه می دهند که آن ها را به تمسخر بگیرند. که نمونه آن هارا در فیلم های کمدی شاهد هستیم، مخصوصا فیلم اخراجی ها که با به تصویر کشیدن سادگی افراد و نشان دادن اینکه گروه مورد تمسخر دارای چه ویژگی های انسانی بودند که از نظرها دور مانده بود.

دسته دوم
افراد مهم و مشهور اغلب مورد تمسخر هستند زیرا زندگی و کل کارهای این افراد دائما زیر ذره بین ارزیابی است، مثلا ورزشکاران حتی اگر سابقه درخشان ورزشی طولانی را کسب کنند با کوچک ترین اشتباه سرزبان می افتند.

چگونه از تمسخر دور بمانیم؟

تا وقتی که فرد رضایت نداشته باشد دیگران نمی توانند او را وادار کنند که احساس حقارت کند بنابراین اگر مورد تمسخر قرار گرفتید احساس خود را بگویید و به فرد مسخره کننده تذکر دهید و به او بفهمانید که شما خوب هستید و هیچ انسانی در جهان کامل نیست.




۱۳
آذر

وقتی آرام با فرزندتان صحبت می کنید، مغز او آرام می گیرد و فرزندتان حرفهای شما را می شنود و به مرور سرلوحه رفتارش خواهد شد.

زمانی که داد می زنید، مغز کودک وارد مرحله جنگ و گریز می شود و ممکن است در ابتدا در اثر ترس کوتاه بیاید اما به مرور دیگر صدای شما را نخواهد شنید.

 با فرزندتان با صدای آرام و و جملات شفاف و کوتاه حرف بزنید و به مرور معجزه آن را در فرزندتان ببیند.

۱۳
آذر

تکان دهنده:
عبرت نمیگیریم
یک کتابی خوندم به نام قانون 70%

چند جمله ی خیلی واقعی و جالبی داشت.
بخونید جالبه.....

 70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها ، بدون استفاده می ماند!

 به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

 70درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

 70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از70درصد استعدادهایمان استفاده نمیشود،

70درصد از محبت وعشقمان را ابراز نمیکنیم

 70 درصد از کل درآمد طول عمرمان ، برای دیگران باقی می ماند!
روزهایمان می گذرد و پول هایمان در بانک ها و عشقمان درسینه می ماند..
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم هنوز پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده اند..

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید: همیشه برای رییسم کار کرده ام اما الان می فهمم همش رییسم برای من کار می کرد!

وچقدر 70درصد دیگه!

۱۱
آذر


- چرا ازدواج نمی کنی؟
- بچه دار نشدین؟
- چه قدر چـاق شدی؟
- چه قدر حقوق می گیری؟


۱۱
آذر

سلام دوستان

یه خواهشی ازتون دارم

میخوام نظراتتون رو نسبت به وبلاگ برام ارسال کنید

تا بتونم از نظرات سازندتون استفاده کنم

ممنونFrzn

۱۱
آذر

زندگی همان پنج سال اول کودکیست،
بقیه آن نشخوار زندگیست...
در تربیت فرزندان کوشا باشید

۱۱
آذر

هر انسانى باید بداند که براى چه چیزى مبارزه مى کند،
شاید آنچه که من برایش مى جنگم براى دیگرى بى‌ارزش باشد،
اما من مى‌دانم که چه میکنم...

۱۱
آذر

ژاپنیها افسردگی را اینگونه تعریف میکنند:


kokoro no kaze

به معنی سرماخوردگی روحی


۱۱
آذر


ﻋﻤﺮﻋﻘﺎﺏ70ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ولی ﺑﻪ 40 که ﺭﺳﯿﺪ...
ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻃﻌﻤﻪ ﺭﺍ
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ...
نوک ﺗﯿﺰﺵ کند ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...
ﻭ ﺷﻬﺒﺎﻝ ﻫﺎﯼ کهنسال ﺑﺮ ﺍﺛﺮ کلفتی ﭘﺮ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ
ﻣﯿﭽﺴﺒﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ...

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻋﻘﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ:
ﺑﻤـﯿﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﻮﺩ؟
ﻭﻟﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ؟!

ﻋﻘﺎﺏ ﺑﻪ ﻗﻠﻪ ﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺮﻭﺩ،ﻧوک ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮ
ﺻﺨﺮﻩ ﻫﺎ میکوبد ﺗﺎ کندﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ﺗﺎ
ﻧﻮکی ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺮﻭﯾﺪ...
 ﺑﺎ ﻧﻮک ﺟﺪﯾﺪ تک تک ﭼﻨﮕﺎﻝﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ میکند ﺗﺎ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻧﻮ ﺩﺭﺁﯾﺪ...
و بعد...
ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ کندن ﭘﺮﻫﺎﯼ کهنه میکند...
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﻧﺪ ﺩﺭﺩﻧﺎک 150 ﺭﻭﺯ ﻃﻮﻝ میکشد ﻭﻟﯽ ﭘﺲ
ﺍﺯ 5 ﻣﺎﻩ ﻋﻘﺎﺏِ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ که ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ
30 ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ!!

ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ کرﺩ...
ﺩﺭﺩکشید...
ﺍﺯ علایق نا کارآمد ﮔﺬﺷﺖ...
ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺪ ﺭﺍ ﻫﺮﺱ کرد ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺘﻮﻟﺪ
ﺷﺪ...
برای "عـقــابـــ " شدن،گاهی باید " بهای سنگین داد...


۱۱
آذر

🔻ذهن‌خوانی mind reading
 فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

🔻پیش‌گویی furtune telling
 پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

🔻فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

🔻برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

🔻نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

🔻فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

🔻تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

🔻تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

🔻باید اندیشی should
 به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

🔻شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

🔻سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

🔻مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
 حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

🔻تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

🔻چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

🔻استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

🔻نادیده‌انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
 شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

🔻قضاوت‌گرایی judgment focus
 به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.



۱۱
آذر

داروی فشار خون یا داروی ضد افسردگی یا هر داروی شفابخش، چنین وضعی ندارند. این داروها برخلاف مواد اعتیادآور عمل می کنند. یعنی، اشکالی در کارکرد بدن به وجود آمده که با کمک این داروها برطرف می شود.

 مثلاً آنتی بیوتیک ها بیماری عفونی را درمان می کنند و عوامل عفونت (میکروب، ویروس و...) را از بدن دور یا نابود می کنند. بعضی اوقات از آنتی بیوتیک ها هم کاری بر نمی آید. در مورد افسردگی و اضطراب هم دقیقاً همین گونه است. بعضی اوقات داروها برای درمان بیماری های روانی، کاملاً جواب نمی دهند. گاهی اگر دارو را کم کنیم، فشار بالا می رود و اگر دارو را قطع کنیم افسردگی عود می کند.
 

چنانچه دارو را بی موقع کم کنیم، افسردگی تا حدودی دوباره خود را نشان می دهد. گاهی ضرورت دارد بیمار برای تداوم تندرستی و سلامتش ، دارویی را تا آخر عمر مصرف کند. این را می گوییم احتیاج.

اگر به مفهوم اعتیاد و احتیاج و تفاوت بین آن ها توجه کنیم، دیگر نمی گوییم کسی به دارو معتاد شده است.


 دکتر محمدرضا خدابخش

۱۱
آذر

مردان و زنان باید یادشان باشد که با همسرشان همخانه نیستند، بلکه همسرند!!!

نگذاریم طرف مقابلمان احساس فقر و کمبود کند. ما نباید برای خودمان زندگی کنیم ، بلکه باید برای همدیگر زندگی کنیم و همدیگر را شاد کنیم .

وقتی همسر شدیم باید همسری کنیم نه اینکه فقط به امورات خودمان برسیم، فرق نمیکند ، چه زن و چه مرد.

زن و شوهر مکمل هم هستند هر دو حق زندگی دارند و هر دو باید از زندگی مشترک بهره مند شوند. این منافاتی با شخصیت‌ زن و مرد ندارد و نه مردسالاری است؛ نه زن ذلیلی...! این  معنای درست زندگی است.

دکتر محمدرضا خدابخش

۱۱
آذر

 لطفا از گفتن کلمات اینچنینی به همسرتان به شدت پرهیز کنید چون این کلمات چاقویی هستند که شخصیت لطیف او را پاره پاره می کند...

 واقعا فکر میکنی خیلی جذابی؟
 همه زن دارن ما هم زن داریم!!!
 راه بازه و جاده دراز، بفرمایید...
 از قدیم گفتن: عقل زن کمتر از مردِ!
 چند بار باید در این باره حرف بزنیم؟!!!
 برو شوهرداری را از زن فلانی یاد بگیر!

 جای تاسفه که چنین پدر و مادری داری!
 تو اگر خرج خانه را می دادی چی می شد؟
 تو باید یا من را انتخاب کنی یا خانواده‌ات را!
 تو تقصیر نداری همه زنها یک دنده‌شان کمه!
 دست پختت منو یاد دوران سربازیم میندازه


 دکتر محمدرضا خدابخش